راستین راستین ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 6 روز سن داره

راستین فرشته کوچولوی مامان و بابا

بدون عنوان

سلام بر گل پسره مامان ، عزیزه دل، روح و جسم و همه وجودم امروز می خوام یه سری از کلماتی که می گی رو بنویسم سیتاله= ستاره می می تونم = نمی دونم می می دم = نمی دم آناس = آدامس آله شوله = خاله زهره شبیه = صبریه آب بیه = آب میوه شمبلود = شلمرود (توی ده شلمرود) تا ازت می پرسم غذا چی بپزم می گی سوپ میانه = به دو معنی هست در جاهای مختلف معنیش فرق می کنه ( من میانه شم= من پیاده شم (از ماشین)- من میانه = من میام) نیا = نری ها ممپایی= دمپایی آک= لاک (وقتی من لاک می زنم می گی اوشگله)قربونت برم که بهم اعتماد به نفس می دی مادر     ...
23 اسفند 1391

تولد پسره مامان

سلام گل پسرم خدا رو شکر تولد امسالتم مثل سال پیش خیلی عالی بود همه چیز به موقع و سر وقت انجام شد. کادو های امسالتم یکی از یکی خوشگل تر بودن دسته همه درد نکنه خیلی زحمت کشیده بودن اخر شب هم با دایی مثل خودت خراب کار همه بادکنک ها رو کندی و همه تو خونه یه عالمه بادکنک بازی کردن و به اسمه تو همه یه تخلیه انرژی کردن . (فیلمش هست ایشاءالله بزرگ شدی بهت نشون می دم) بعدشم دوباره مثل پارسال تو دفتر خاطرات همه واست خاطره نوشتن گل پسرم عاشقتم و هر روز داری شیرین تر از روز قبلت می شه خیـــــــــــــــــــــــــــلی دوست دارم عزیزه دلم سعی می کنم عکساتم زود زود واست بزارم راستی مامانی دوباره داری 4 تا دندون با هم در میاری دندونهای آسیاب ، از...
14 اسفند 1391

نزدیکه تولد راستین جونمه

سلام پسملکم عزیزه دلم اصلاً باورم نمی شه ولی داره ٢ سالت می شه ؟ واقعاً غیر قابل باوره ... عزیزم جمعه با بابایی و خودت رفتیم آتلیه وقت گرفتیم واسه جمعه این هفته که میاد بریم عکس بگیریم بعدشم رفتیم کیک تولدت و سفارش دادیم واسه دهم آخه تولدت چهارشنبه شبه ولی چون کسی اون روز نمی تونه بیاد و گذاشتم واسه پنج شنبه امروزم مرخصیمو گرفتم که خیالم راحت باشه خوب فعلاً اینارو داشته باش تا بقیه رو بعداً واست بنویسم .
30 بهمن 1391

نرگس

سلام مامانی عزیزه دلم هر روز حرف زدنت بهتر از روز قبلت می شه که اصلاً برای من قابل باور نیست این تغییرات ناگهانی و جذابت. تا قبل از دیروز به من می گفتی مامان نسی ولی دیروز دیگه کامل اسممو می گفتی کلــــــــــــــــــی کیف کردم دلم می خواست پشت سر هم صدام کنی . جدیداً یاد گرفتی اگه چیزی و می خوای ما بهت نمی دیم سریع قهر می کنی دراز می کشی رو زمین و دستاتو می گیری جلوی چشمات بعد می گیه گیه یعنی دارم گریه می کنم، من تو این حالت می خوام بپرم بیام بغلت کنم و هر چی می خوای بهت بدم ولی خوب از لحاظ مسائل تربیتی درست نیست مجبورم به قهرت اهمیت ندم ولی بجاش از اینجا یه عالمه واست بوس می فرستم بـــــــــــــــــوس بــــــــــــــــوس. ...
28 بهمن 1391

نداشتن اینترنت

سلام پسرم مدت طولانی بود که من اینترنت نداشتم و نتونستم خاطراتو برات بنویسم البته یکمم تنبلی کردم !!! ولی سعی می کنم با گذاشتن عکسها جبران کنم الانم که دیگه دوباره داریم نزدیک می شیم به تولدت عزیزه دلم تغییرات زیادی داشتی بیشتر توی حرف زدنت الان دیگه همه چیز رو تکرار می کنی مثل طوطی اتل متل تو توله رو می خونی یه توپ دارم قلقلی رو می خونی تولد تولد تولدت مبارک رو می خونی که آدم روده بر می شه از خنده انقدر که با حال می خونیش و ....  
26 بهمن 1391

یاد گرفتن اسم

عزیزه دلم ســـــــــــــــــــــــــلام مامان چند روزه یاد گرفتی اسم خودتو صدا می زنی و می گی ساستین. این و زودی نوشتم که بدونی از کی اسم خودتو یاد گرفتی بالاخره اسم خاله ناهیدم یاد گرفتی و می گی نایید به من و باباتم می گی : مامانم ، بابائم توپ می گی : تو شیرینی و می گی: شینی بکش رو می گی: بش بابا رفته سرکار: بابا شدا   بوس بوس فعلاً بای
20 آبان 1391

بدون عنوان

روز عید غدیر با یگانه و هدی جون دختر خاله های مامان قربون اون ژستات بشم که اینقدر نانازید   اینم عکس از شیرین کاری جدیدته که این جت از روی تخت می پری روی میز توالت می شین و خودتو به وسایل من می رسونی مثل ادکلن ور می داری رو به خودت می گیری و می گی پیس پیس مثلاً داری عطر می زنی قربونت بشم مامان ولی کارت خیلی خطر ناکه اگه آینه بیافته روت اون وقت من باید چه کار کنم ؟ ...
15 آبان 1391